X
تبلیغات
رایتل
درباره استاد اکبر رادی 
 
   
 
در سال های پایانی دهه ۳۰ است که رادی که در جوانی با داستان نویسی آغاز کرده به نوشتن نمایشنامه علاقه مند می شود و به نوعی با داستان نویسی فاصله می گیرد و کل نوشته های داستانی اش به یک مجموعه خلاصه می شود و چهره شناخته شده ای که از او باقی می ماند ، چهره ای با ابهت در ادبیات نمایشی است تا ادبیات داستانی .اکبر رادی متولد ۱۰ مهر ۱۳۱۸ در رشت است چند سال پس از تولد به دلیل شغل پدر مجبور به مهاجرت به تهران می شود و به تحصیل در این شهر می پردازد . از سال ۱۳۳۴ شروع به نوشتن داستان می کند و با آثار صادق هدایت آشنا می شود.یک سال پس از شروع داستان نویسی اولین داستانش با عنوان " موش مرده " در کیهان چاپ می شود و در همین سال است که برای نخستین بار با نمایشنامه آشنا می شود و این آشنایی به سبب خواندن نمایشنامه "دوشیزه اورلئان " اثر شیلر است .رادی در سال ۳۸ در مسابقه داستان نویسی مجله اطلاعات جوانان شرکت می کند و در بین ۱۱۴۸ نفر جایزه اول را به خاطر داستان" باران" از آن خود می کند . اما شوق نوشتن نمایشنامه باعث می شود تا یک سال پس از در یافت این جایزه یعنی در سال ۱۳۳۹ اولین نمایشنامه خود به نام " روزنه آبی " را بنویسد. و پس از آن نمایشنامه افول و بعد محاق و به همین ترتیب از پشت شیشه ها، ارثیه ایرانی، صیادان، لبخند با شکوه آقای گیل ، در مه بخوان ، هاملت با سالاد فصل را پیش از انقلاب به رشته تحریر در آورد.فصل بعدی نمایشنامه نویسی رادی بعد از انقلاب با نمایشنامه منجی در صبح نمناک آغازمی شود و با پلکان، تانگوی تخم مرغ داغ (که ورسیون دیگری از ارثیه ایرانی است)، آهسته با گل سرخ، شب روی سنگفرش خیس، آمیز قلمدون، باغ شب نمای ما ،ملودی شهر بارانی، خانمچه و مهتابی، پائین زیر گذر سقاخانه ، شب به خیر جناب کنت و کاکتوس ادامه می یابد. و این دو نمایشنامه آخر تنها تک پرده ای های رادی است که پس از سال ها نگارش نمایشنامه های بلند به رشته تحریر در آورده است.هر چند آنقدر در میان آدم های آثار رادی تنوع وجود دارد که با قطعیت نمی توان در باره همه آنها حکم صادر کرد اما عمده آدم های رادی کارمندان بازنشته و آرام و گوشه گیر و بی آزاری هستند که در نهایت مغلوب جهان پیرامون شان می شوند. شکوهی در نمایشنامه آمیز قلمدون نمونه کامل آدم های رادی است و از جمله ملموس ترین آنها برای مخاطب است .حاصل بیش از چهار دهه حضور مقتدر و چشمگیر رادی در عرصه ادبیات نمایشی ایران ، خلق آثار ماندگاری است که بی شک سالیان سال خوانده ، اجرا و تحلیل می شوندشکوهی کارمندی ساده است که چند سالی است بازنشسته شده و به دوران خدمتش افتخار می کند و این روز های بازنشستگی را با خوشنویسی و پارک رفتن و هم صحبت شدن با دوستان هم سن و سال خودش سر می کند اما در نقطه مقابل او زنش قرار دارد که گمان می کند همه این سال ها را در کنار شکوهی تنها عمر تلف کرده و این سال ها را باید با مسافرت و تفریح پشت سر بگذارد.ودر نهایت این شکوهی است که در سایه تقدیر نانه هایش که برای خودش دنیایی از ارزش است و برای همسرش کاغذ های بی ارزشی است که به درد پیچیدن سبزی لای آنها می خورد ، خرد می شود و آهسته و بی صدا می شکند.اما ملودی شهر بارانی که این روزها در حال اجرا است حکایت بازگشت جوانی تحصیل کرده سوئیس به رشت ، شهر زادگاهش را دارد. همه اطرافیان میل به ماندن او دارند او خود پیشرفت را در برگشت به سوئیس و تدریس در دانشگاه می داند . در نهایت مهیار تصمیم به ماندن و زندگی کردن و شاید ازدواج در رشت شهر کودکی هایش می گیرد و ماندگار می شود. " ملودی شهربارانی " را شاید بتوان نمایشنامه ای دانست در ستایش رشت ، شهر کودکی رادی . توصیف هایی که نویسنده برای ماندگار کردن شخصیت اصلی نمایشنامه در رشت می کند بی شک نگاه سایشگر او نسبت به این شهر مه گرفته در دهه ۱۳۲۰ است یعنی سال هایی که نوبسنده در کوچه پس کوچه های آن قد کشیده و رشد کرده است.به هر ترتیب حاصل بیش از چهار دهه حضور مقتدر و چشمگیر رادی در عرصه ادبیات نمایشی ایران خلق آثار ماندگاری است که بی شک سالیان سال خوانده ، اجرا و تحلیل می شوند. و رادی با آن زبان فاخرنمایشنانه هایش اعتباری برای درام ایرانی خواهد بود.